جلسۀ بیستم از سلسلهجلسات تحلیل شاهنامه از دیدگاه اسطورهشناسی عصبی- تکاملی با حضور دکتر عبدالرضا ناصرمقدسی روز دوشنبه 6 دیماه 1400 در صفحۀ اینستاگرامی قطب علمی فردوسی و شاهنامه برگزار شد.
در این جلسه دکتر ناصرمقدسی به داستان خاندان سیستان پرداخت. وی با اشاره به اینکه داستان خاندان سیستان یکی از داستانهای جالب شاهنامه است، توضیحاتی دربارۀ شخصیت زال ارائه کرد. دکتر ناصرمقدسی افزود: داستان خاندان سیستان با زال آغاز میشود و با زال هم به پایان میرسد؛ شخصیت زال، یک تناقض عظیم را در خود دارد. وی با اشاره به کتاب روایتهای خاندان رستم و تاریخنگاری ایرانی اثر ساقی گازرانی، که مشتمل بر بحثهای تاریخ نگاری است، یکی از کاستیهای این کتاب را اختصار بخش مربوط به زال دانست.
دکتر ناصرمقدسی، به سه گرهگاه این داستان که گرشاسپ، زال و رستم هستند اشاره کرد و با تأکید بر تناقض شخصیت زال از دیدگاه اسطورهشناسی عصبی- تکاملی، به دلایل بهوجود آمدن زال پرداخت. وی به وضعیت ظاهری زال در هنگام تولد، و مقایسۀ زال با اسطورههای چینی اشاره کرد که به نظر وی این فرضیه که گویی زال در جهان دیگری میزیسته و پیر به دنیا آمده است با وضعیت ظاهری زال مطابقت دارد. حضور زال تا پابان حماسه نیز از دیگر دلایل ارتباط زال با زمان است زیرا داستان آغاز و انجام زال از لحاظ زمانی مبهم بوده است. دکتر ناصرمقدسی در ادامه به تأثیر اندیشههای زروانی در ساختار ایجاد زال اشاره کرد و این احتمال که زالی که نه آغاز دارد و نه انجام در واقع به نوعی تجلی زمینی زروان باشد. وی با توجه به شکل ظاهری زروان و سایر پژوهشها، زال و زروان را دارای ریشۀ مشترک دانست که همانطور که زروان زمان بیکرانه است زال هم پیر به دنیا میآید و آغاز و سرانجام مشخصی ندارد. وی با توجه به وجود آیین زروانی در منطقۀ سیستان تا صد سال قبل، آن را یکی دیگر از دلایلی دانست که ریشههای مشترک زال و آیین زروانی را ثابت میکند. پس میتوان زال را لنگرگاه خاندان سیستان دانست که حماسه با زال خلق میشود و با زال به پایان میرسد.
گزارش: زهرا شریعتپناه