در وانفسای این جهان بیسامان که «کمترین تحریری از یک آرزو» جرم است، گفتوگوهای بینافرهنگی در جغرافیای پهناور و بیمرز زبان فارسی شاید تنها رشتۀ باقیمانده از تمدنی کهن باشد که مردمان را به یکدیگر پیوند میدهد. در این راستا دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری آستان قدس رضوی، ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دست به اقدام شایستهای زده و از تاریخ 26 تا 29 تیر ماه 1400، گفتوگوهای بینافرهنگی با محوریت میراث فرهنگی و معنوی خراسان بزرگ در تالار مجازی همایشهای دانشکده ادبیات برگزار نموده است. جمعی از استادان برجستۀ کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان و بنگلادش در این گفتوگوها با موضوعات چهارگانۀ زبان و ادبیات، هنر و معماری، ادیان و عرفان و مطالعات اجتماعی، شرکت داشتند. نخستین نشست به موضوع زبان و ادبیات فارسی اختصاص یافته بود و دانشمندانی از اقصای جغرافیای فرهنگی فارسی زبانان، مهمان و سخنران این برنامه بودند.
جغرافیای پهناور فرهنگی خراسان بزرگ
گفتوگوها در صبح روز 26 تیر ماه با سخنرانی آقای امینی، سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با این مقدمه آغاز شد: «وقتی سخن از خراسان به میان میآید باید مرزهای جغرافیایی را فراموش کرد و به جغرافیای پهناور فرهنگی اندیشید.» سپس دکتر کافی، ریاست محترم دانشگاه مشهد ضمن تقدیر و تشکر از کلیۀ دستاندرکاران ، از اینکه گفتوگویی با رویکرد فرهنگ، شکل گرفته و ظرفیتهای فرهنگی مستقر در خراسان برای انجام این مهم گرد هم آمدهاند، ابراز خرسندی کرد. همچنین در ادامۀ بخش آغازین برنامه، دکتر اسماعیلی، مشاور معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از توافق وزیر فرهنگ و ارشاد با آستان قدس رضوی به منظور انجام گفتوگوهای بینافرهنگی خبر داد و پتانسیلهای فرهنگی را به منابع قدرت نرم افزاری تعبیر کرد.
نقش زبان فارسی در همگرایی منطقهای
نخستین مهمان برنامه دکتر عبدالغفور آرزو، استاد ادبیات دری و سیاستمدار برجستۀ افغانستانی، با سخنان فاضلانۀ خود توجه هم تباران و همزبانان را به گسستی که در منطقه، درنتیجۀ مرزبندیهای مدرن ایجاد شده جلب کرد و با ذکر شاهدمثالهایی از شاعران گوشهگوشۀ ایران فرهنگی، از فردوسی طوسی، نظامی گنجوی، مولانا جلالالدین بلخی، اقبال لاهوری و بیدل دهلوی، ابراز امیدواری کرد که در این پیکرۀ از هم گسیخته، به واسطۀ فرهنگ و تمدن، همدلی و هم نظری ایجاد شود. آرزو افزود: «ما متعلق به یک هویت فرهنگی و تمدنی هستیم. شناسنامۀ مشترک ما متعلق به خراسان بزرگ و آریاناست. متأسفانه در آغاز قرن بیستم، این پهنۀ فرهنگی به چهاره کشور تقسیم میشود و ما امروز در جغرافیای سیاسی نفس میکشیم و منافع سیاسی بر منافع فرهنگی و اجتماعی ارجحیت دارد. اگر از ایران تاریخی بگذریم و به خراسان بپردازیم، خراسان بزرگ چهار ستون دارد. آنچنان که در مقدمۀ شاهنامه ابومنصوری نیز آمده است: بلخ، مرو، هرات و نیشابور...
زبان فارسی جان ماست. آیا آن زبان فارسی که جریان ساز بود و همچون قند به بنگاله میرفت، امروز بنای همدلی است؟ ناسیونالیزم قرن بیستمی تنگ نظرانه، این پهنه را بر همدلی و همنظری تنگ کرده است. امروز باید حوزۀ فرهنگی خود را بازسازی کنیم تا بتوانیم صدای فرهنگ را تبدیل به یک ابزار کنیم.
در زمانی که مسائل تمدنی یک پارادایم است، در روزگاری که مرزها فشرده شده، هویت فرهنگی میتواند مرزها را کنار بزند. باید نظریه و چهارچوب نظری داشته باشیم که در آن فرهنگ و تمدن مشترک، بین ما همدلی ایجاد کند. برای اینکه این زبان بتواند زبان تمدنی شود باید چالشهای تاریخی بر سر خاکها و آبها را کنار بگذاریم و به این نظریه بپردازیم. ثبات و امنیت در هر گوشه از این پهنه به ثبات دیگران میانجامد و آشوب در یک کشور میتواند دیگران را دچار کژتابی کند!»
آرزو در فرجام سخنان خود ناامنی و درد مردم افغانستان را با شعری از استاد خلیلالله خلیلی بیان کرد که دریغ آمدم دست کم چند بیتی از آن را در این نوشته نیاورم:
سعدیا دیده گشا ، حالت دنیا بنگر ماجرای دل آواره ی شیدا بنگر
بشریت شده دیوانۀ خودخواهی و آز حال این خود کش دیوانۀ رسوا بنگر
به گمان تو بشر یک به یک اعضای همند؟! اینک ای شیخ اجل ، این همه اعدا بنگر
ملتی غرقه به خون گشت و ننالید کسی وضع همدردی و غمخواری اعضا بنگر
آدمی را که به نزد تو مقامی است رفیع لعبت فتنه و ویرانی و غوغا بنگر...
یک قدم دور ترک ملت همسایه ی خویش غرقه در آتش و خون بی کس و تنها بنگر
بدتر از ظلم هولاکو و زوال بغداد حالت کشور آتش زده ی ما بنگر ...
شهرها سوخته در آتش بیداد و ستم دود آن سر زده در گنبد خضرا بنگر...
امیر علیشیر نوایی و زبان فارسی
پروفسور عالم جان دولت، رئیس بنیاد علیشیر نوایی و استاد دانشگاه تاشکند ازبکستان سخنران دوم این برنامه بود. ایشان در باب اهمیت زبان فارسی در آثار امیر علیشیر نوایی صحبت کرد و تاکید کرد که این تصور که نزد علیشیر نوایی، زبان ترکی بر زبان فارسی ارجحیت داشته نادرست است. او به خدمات فرهنگی علیشیر نوایی، از جمله نخستین ترجمههای آثار ادبیات فارسی به زبان ترکی اشاره کرد و بیان داشت که علیشیر نوایی در آثار خود به زبان ترکی از 53 شاعر و ادیب فارسی زبان یاد کرده و هزاران واژۀ فارسی را وارد شعر و زبان ترکی کرده است. پروفسور دولت ابراز امیدواری کرد این نشستها در شکل حقیقی و حضوری ادامه پیدا کند.
رابطههای ادبی و زبانی خراسان و آسیای مرکزی
مهمان دیگر این برنامه پروفسور عبدالنبی ستارزاده، عضو فرهنگستان علوم تاجیکستان، از تاریخ زبان فارسی در آسیای میانه و حضور پررنگ ادبیات فارسی در جامعۀ تاجیک گفت. ستارزاده از رودکی به عنوان پدر شعر فارسی و دیگر شاعران اقصای زبان فارسی چون شوکت بخاری، صائب تبریزی، بیدل دهلوی و نصرآبادی یاد کرد و گفت: «ظهور ویژگیهای محلی در ادبیات ماوراءالنهر و هند و آذربایجان، دلیل بر استقلال ادبیات آنها از ادبیات فارسی نیست و همه به پیکرۀ واحد ادبیات فارسی تعلق دارد.» سپس اقبال عمومی به ادبیات فارسی معاصر در تاجیکستان و افغانستان را مرهون خدمات شایان استادان زبان فارسی چون دکتر حسن انوشه، چنگیز مولایی و علی رواقی دانست و بخصوص از کتاب «آن سبوی تشنه» اثر دکتر محمد جعفر یاحقی به عنوان کتاب جریان ساز نام برد و آن را از جمله آثار نوید بخش عصر جدیدی از زبان فارسی در تاجیکستان دانست.
نگاهی به جایگاه شاعران خراسان در بنگلادش
پروفسور محمد ابوالکلام سرکار، استاد و رییس بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه داکا بنگلادش، در سخنان خود از شاعران فارسیگویی گفت که در بنگلادش شناخته شده هستند. در این میان او نخست از رودکی سمرقندی یاد کرد و به تعداد کثیری از پایاننامهها و پژوهشهایی که دربارۀ رودکی در بنگلادش انجام شده اشاره کرد. دیگر از جلالالدین رومی و ترجمههایی که از مثنوی شریف صورت گرفته و سپس عبدالرحمن جامی و مطالعاتی که در باب زندگی و آثار او انجام شده را نام برد. ابوالکلام در توضیح جایگاه شاعران فارسی زبان در بنگلادش گفت: « این شاعران آنقدر جایگاه ویژهای دارند که مردم بنگلادش فکر میکنند آنها بومی کشورشان هستند.»
دیپلماسی فرهنگی میتواند مرز بین خودی و دیگری را بازسازی کند
در بخش پایانی نشست، دکتر احسان قبول، مدیر همکاریهای علمی بینالمللی دانشگاه فردوسی مشهد، روابط بینافرهنگی را از منظر تصویرشناسی تحلیل کرد و گفت: «تصویرشناسی یکی از شاخههای ادبیات تطبیقی است. دانشی است که به بررسی ادبیات ملل مختلف از فرهنگها و زبانهای مختلف اقدام میکند و به بررسی تصویر یک قوم در ادبیات قوم دیگر مبادرت میکند. تصویرشناسی دو کلید واژه دارد: خودی و بیگانه. آنچنانکه در توصیفات و تصاویری که ناصر خسرو از مصر و شام و دیگر سرزمینهای عربی ارائه داده نمود پیدا کرده. مفهوم خودی و بیگانه مطلق نیست. نسبی است. عواملی که میتواند مرز بین ما و دیگری را مشخص کند عواملی است چون سیاست، ملیت، اقتصاد، امنیت و امور فرهنگی. بنابراین نگاه و رویکرد است که میتواند میان یک مجموعه من یا ما را پدید بیاورد. رویکرد دیپلماسی علمی و فرهنگی، به دنبال تشکیل دادن "ما" در میدانهایی است که عوامل افتراقزا وجود دارد. ما در خراسانی زندگی میکنیم که در قرون گذشته به کشورهای متعددی تقسیم شده و این مرزبندیهای سیاسی و ژئوپولتیک عامل افتراق و تشتت است. فرهنگ میتواند یک حد اشتراک بین کشورهای همسایه پدید بیاورد. من اگر بخواهم سود بجویم از سخن استادان در این نشست باید بگویم این سخنان میتواند مرزهای مشترکی بین ایران امروز و گذشته و همچنین بین ایران امروز با دیگر کشورهای فارسی زبان ایجاد کند. استادانی که امروز صحبت کردند همه در کشورهای خود صاحب کرسی هستند بنابراین تصویری که از "مای" واحد ایجاد کردند بسیار اهمیت دارد. امروز لازم است نوع نگاه و نگرش در خصوص ایران فرهنگی و خراسان قدیم تغییر کند. دیپلماسی لازم است وارد این عرصه شود. باید دوباره به خودمان بازگردیم تا خارج از تعصبات، تعریف جدیدی از خراسان فرهنگی ارائه دهیم.»
«هیچ گنجی نیست از فرهنگ به»
پایان بخش نخستین نشست گفتوگوهای بینافرهنگی، سخنان ارزشمند استاد محمدجعفر یاحقی بود. دکتر یاحقی نخست از استاد محمدعلی رجایی بخارایی یاد کرد و ابراز خرسندی کرد که نخستین دوره از گفتوگوهای بینافرهنگی در اتاقی انجام میشود که به یاد آن مرحوم نامگذاری شده است. همچنین در تجلیل از استادان مهمان گفت: « استاد آرزو ثبات فرهنگی و ثبات سیاسی را با هم ملازم دانست. درست است. اگر بخواهیم به امنیت و ثبات سیاسی برسیم، لازمۀ آن ثبات فرهنگی است. بخصوص که افغانستان قلب فرهنگ آریایی است. دکتر عالمجان به موضوع علی شیر نوایی که پیوند دهندۀ فرهنگهاست پرداخت. علیشیر نوایی منشأ خدمات فرهنگی و اجتماعی شایانی در مشهد است. او در هرات دفن است و این شخصیت فرهنگی وحدت بخش مثلث فرهنگی مشهد و هرات و تاشکند است. نوایی خمسهای به تقلید از نظامی به زبان فارسی و دیگر به زبان ترکی دارد که فصل مشترکی برای این فرهنگهاست. آقای استادزاده از تاجیکستان در مورد رودکی و دیگر شاعران زبان فارسی از قلب آسیای میانه صحبت کرد. تأکید بر این شاعران در ماوراءالنهر و دهلی و شبه قاره، یک پیوستگی جهانی ایجاد میکند. پروفسور سفر عبدالله از قزاقستان مدیر مجلۀ گرانسنگ ایرانشناسی و عضو پیوستۀ خارجی فرهنگستان هستند که هماره لطف و حمایت ویژهای به فرهنگ و زبان فارسی دارند اما متاسفانه نتوانستند در این نشست شرکت کنند. سپس دکتر ابوالکلام سرکار بر نکتههای به جای دیگری تأکید کردند و از قند پارسی که به بنگاله میرود گفتند و اینکه بین کلام خود فرمودند مردم بنگلادش شاعران فارسی زبان را از خودشان میدانند و با آنها احساس یگانگی میکنند نکتۀ قابل توجهی است. زبان حامل فرهنگ است. این زبان فارسی است که ارزشها را به بنگال و آسیای میانه میبرد. اینها ارزشهایی است که باید به آن توجه شود.» دکتر یاحقی در ادامه ابراز امیدواری کرد این همایش بابی شود برای تحکیم روابط فرهنگی در منطقه و افزود: «امیدوارم این مسائل برای سیاستمداران هم مهم شود و صدای فرهنگ مشترک دوباره شنیده شود.»
نخستین نشست از ساعت 8:30 صبح روز 26 تیر ماه شروع و در ساعت 11:30 ختم شد.
گزارش: مرسده اسلامی