از سخن‌های دیرینه: هنر جوی و با مرد دانا نشین/ چو خواهی که یابی ز بخت آفرین

نخستین نشست علمی زندۀ اینستاگرامی به میزبانی قطب علمی فردوسی و شاهنامه با عنوان «گاهشماری یزدگردی: بررسی موضوعی نوروز صیادی و مسئلۀ نوروز طبری» با حضور دکتر پدرام جم، استادیار تاریخ ایران باستان دانشگاه فردوسی مشهد

 راه‌اندازی صفحۀ اینستاگرام قطب علمی

قطب علمی فردوسی و شاهنامه در کارنامۀ بیست سالۀ خود، در کنار فعالیت‌های پژوهشی، همواره در برگزاری همایش‌ها و نشست‌های علمی-ادبی نیز پیشرو بوده است. از زمانی که ویروس منحوس کرونا، درِ کتابخانۀ قطب را به روی ادب‌دوستان و حماسه‌پژوهان بست، همکاران ما در قطب درصدد ایجاد فضایی مناسب برای از سرگیری فعالیت‌ها بودند. از این رو به جهت سهولت دسترسی برای کلیۀ همراهان این نهاد علمی-ادبی، صفحۀ اینستاگرام قطب علمی در کنار سایت قطب، در هفتۀ پایانی تیرماه سال 1399 راه‌اندازی شد.

نخستین نشست علمی زنده اینستاگرامی

فعالیت‌های صفحۀ اینستاگرام قطب علمی، با برگزاری نخستین نشست زندۀ اینستاگرامی به‌طور رسمی آغاز شد. این جلسه در تاریخ دوم مردادماه سال 1399 با حضور افتخاری دکتر پدرام جم، استادیار تاریخ ایران باستان دانشگاه فردوسی مشهد و پژوهشگر تاریخ ایران باستان، زبان‌های باستانی و تقویم‌های ایرانی برگزار شد. موضوع این نشست «گاهشماری یزدگردی: بررسی موضوعی نوروز صیادی و مسئلۀ نوروز طبری» بود.


در آغاز جلسه مرسده اسلامی، میزبان نشست، گزارش مختصری از تاریخچۀ قطب علمی و فعالیت‌های پیشِ ‌رو در صفحۀ اینستاگرام داد و سپس استاد دکتر محمدجعفر یاحقی، مدیر قطب علمی فردوسی و شاهنامه به عنوان حسن آغاز، چند کلامی با تماشابینان (اصطلاحی تاجیکی در معنای تماشاچیان) در خصوص فعالیت‌های قطب صحبت کردند. پس از آن، گفت‌وگو پیرامون موضوع اصلی برنامه آغاز شد. در بحث اصلی، میزبان نشست، مقدمه‌ای در خصوص نوروزهای تابستانی بیان کرد و از نوروز صیادی در جزیرۀ قشم، روستای سلخ و نوروز منداییان خوزستان در روز 26 تیرماه یاد کرد و مسئلۀ نوروز طبری را مطرح نمود. در سال‌های اخیر در روز دوم مردادماه در کرانۀ جنوبی دریای خزر، مراسم آیینی برگزار می‌شود و برگزارکنندگان آن، این مراسم را «نوروز طبری» می‌نامند. با این مقدمه مهمان افتخاری برنامه، دکتر پدرام جم، پژوهشگر متخصص در حوزۀ تقویم‌های ایرانی به گفت‌وگو دعوت شد و پس از مقدمه‌ای کوتاه، گفت‌وگو به صورت پرسش و پاسخ ادامه پیدا کرد:


- گاهشماری یزدگردی چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

پدرام جم در ابتدا توضیح داد که اسناد دورة ساسانی براساس سنین سلطنت پادشاهان تاریخ‌گذاری می‌شد و به دلیل اینکه یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود، مبدأ تاریخ آغاز سلطنت یزدگرد جاودان ماند.

تقویم مرسوم روزگار ما بر اساس سال استوایی تنظیم شده است و 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه دارد. اما تقویم یزدگردی بر خلاف تقویم امروز ما 365 روز است بدون کسر مازاد سال. این تقویم 12 ماهِ سی روزه دارد به اضافۀ یک پنجه و با توجه به اینکه کبیسه ندارد، در هر چهار سال، یک روز و در هر صد و بیست سال یک ماه جابه‌جا می‌شود.

- تقویم یزدگردی از چه زمانی به حاشیه رفت؟

از زمان ورود اسلام به ایران، ایرانیان برای مسائل شرعی و گاه عرفی، از تقویم قمری استفاده می‌کردند. سپس در قرن پنجم هجری تقویم جلالی ایجاد شد و مکانیزم کبیسه در تقویم قدیم اعمال شد و در نتیجه فصل‌ها در جای خود ثابت ماندند. دیگر مسئله‌ای که تقویم یزدگردی را به حاشیه راند، ایجاد تقویم جدید ایران بود که محاسبات آن را سید حسن تقی‌زاده انجام داد و در سال 1304 به تصویب مجلس شورای ملی رسید. از این پس تقویم یزدگردی به ندرت در بعضی مناطق ایران با نام‌های گوناگون استفاده شده است.

- در چه مناطقی از ایران همچنان از تقویم یزدگردی استفاده می‌شود؟

تقویم قدیم ایران، تقویم ایرانی‌های قبل از اسلام به‌خصوص تقویم بهدینان است و گروه‌های کوچکی غیر از بهدینان هم پیش از اسلام از این تقویم استفاده می‌کردند مثل مندایی‌ها. اما مانوییان، یهودی‌ها و مسیحی‌های ایران از این تقویم استفاده نمی‌کردند. پس از ورود اسلام، کانون‌های انتشار فرهنگ جدید، عمدتاً مناطق شهری بود و هرجا که کانون انتشار عقاید اسلامی و مرکز تبلیغات اسلامی بوده طبیعتاً عناصر فرهنگ کهن باید خیلی زودتر از میان رفته یا به حاشیه رانده شده باشد. بنابراین باید انتظار داشته باشیم که تقویم یزدگردی در مناطق غیر شهری و به دور از کانون‌های نشر فرهنگ تازه، ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده باشد. تقویم جلالی هم به همین ترتیب هر چه از کانون‌های قدرت سلجوقی فاصله بگیرید شانس استفاده از این تقویم کم می‌شود.

در روزگار مدرن هم با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی، طبیعی است که در مناطق شهری نمی‌توان اثری از تقویم کهن یافت اما همچنان در مناطق کوهستانی گیلان و مازندران این تقویم را می‌شناختند؛ مثلاً نوروز یزدگردی تا پیش از زلزلۀ گیلان در دهة شصت توسط چوپانان دیلمان برگزار می‌شده است. گزارش دقیقی از کردستان نداریم، اما در سنگسر سمنان در مناطقی که عشایر فعالیت دارند شواهدی از این تقویم به چشم می‌خورد. در سواحل خلیج فارس تا صد سال پیش آثاری از این تقویم را می‌شد پیدا کرد اما در حال حاضر استفاده از این تقویم محدود است به نقاط خاصی مثل روستای سلخ جزیرۀ قشم.

نوروز در مناطقی که از این تقویم استفاده می‌کنند امسال در 26 تیرماه برگزار شده و با توجه به اینکه از مکانیزم کبیسه استفاده نمی‌شود، حدود 500 سال بعد برابر با نوروز تقویم جدید ایران خواهد شد. به علاوه از آنجا که دریانوردان، تقویم فرس قدیم را به دیگر نواحی نیز می‌بردند در سواحل شرق آفریقا در زنگبار و برخی سواحل هند و پاکستان هم مراسم نوروز باستانی برگزار می‌شود.

-0آیا استفاده از تقویم مدرن در مراسم آیینی بهدینان خللی ایجاد نمی‌کند؟

به جز گهنبارها که مراسم فصلی هستند و با مکانیزم خاصی زمان دقیق آنها محاسبه می‌شده، باقی جشن‌های ماهیانه با جابه‌جایی تقویم در فصل‌ها جابه‌جا می‌شدند و این خللی در کار آنها ایجاد نمی‌کرد. به عنوان مثال اسپندارمذگان یا نوروز بر خلاف باور امروزی ما، برای مردمان قدیم ایران یک آیین فصلی نبود و بنابراین مشکلی نداشت که در بهار برگزار شود یا در زمستان یا دیگر فصل‌ها.

- با توجه به جابه‌جایی گاه‌شماری یزدگردی به نسبت گاه‌شماری استوایی، نوروز ثابتی تحت عنوان «نوروز طبری» و اساساً پدیدۀ «تقویم طبری» چطور ایجاد شده؟

اساساً عناوین تقویم طبری، کردی، لری و از این دست، برساختۀ دوران جدید و نتیجۀ قومیت‌گرایی عصر حاضر است و اعتباری ندارد. تاریخ‌های قدیمی این مناطق هم، این تقویم را به نام «تقویم فرس قدیم» می‌شناختند، نه «تقویم طبری». محلی‌گرایی مدرن، تقویم قدیم ایران را سوء تعبیر کرده است. اولین کسانی که چنین ادعایی کردند در دهۀ چهل گروهی از چپ‌گرایان ایران بودند و این جریان تا بعد از انقلاب ادامه پیدا کرد. این گروه‌ها ادعا می‌کردند که این تقویم، تقویم خلق مازندران و گیلان است و ادعا می‌کردند تقویم جلالی با سرکوب حاکمان ایران به‌خصوص در دورۀ شاه عباس صفوی جایگزین این تقویم شده است. البته ما می‌دانیم که این ادعا کذب محض است و شاه عباس به رسوم محلی گیلانی‌ها و مازندرانی‌ها علاقه داشته و برای مثال به تماشای مراسم آب‌پاشان که در کنار دریای مازندران برگزار می‌شد می‌رفته است. فراموشی این تقویم تحت تأثیر پدیدۀ طبیعی و منطقی تسلط فرهنگ جدید بر فرهنگ‌های قدیم‌تر است. مبدأ تاریخ و نوروزهای ثابتی که در این تقویم‌ها مطرح شده است نیز جعلی است و مبنای علمی ندارد و آیین‌هایی که از قدیم در این مناطق برگزار می‌شده براساس همان تقویم فرس قدیم با نوروزِ گردان بوده و نه هیچ تقویم ساختگی مدرن و نوروز ثابتی. (باشد که ریشۀ این افتراق از گوشه‌گوشۀ ایران زمین برچیده شود و همۀ ما زیر پرچم گستردۀ فرهنگ مستمر، غنی و یکپارچۀ ایرانی، باقی بمانیم.)

- آیا آیین‌های نوروزی در مناطق مختلف ارتباطی با هم دارد؟

این مسئله مربوط به علم مردم‌شناسی است و در موضوع این جلسه نمی‌گنجد اما در گذر از یک دوره به دورۀ جدید، مسئلۀ تطهیر جسم و روح در تمام آیین‌های نوروزی مشترک است. علاوه بر غسل تعمید و شست‌وشوی تن، در روستای سلخ، شوشی‌ها با پوشیدن لباس سیاه و به سر کردن کلاه بلند مخروطی از شاخه‌های خرما، مردمان را به باد تازیانه می‌گیرند و مردم محلی معتقدند ضرب این تازیانه روح ایشان را تطهیر می‌کند و از بیماری و آفت در سال جدید در امان نگاه می‌دارد. در سواحل زنگبار هم که شیرازی‌ها در حدود هزار سال پیش به آن مهاجرت کرده‌اند مراسمی شبیه به این وجود دارد که مردانی با شاخ و برگ درخت موز همین عمل را انجام می‌دهند.

- بهترین منابع معتبر دانشگاهی که به تقویم فرس پرداختند کدامند؟

سید حسن تقی‌زاده تحقیقات ارزشمندی در این خصوص دارد و علاقه‌مندان می‌توانند به کتاب گاه‌شماری در ایران قدیم و دیگر آثار او مراجعه کنند. همچنین فصل مربوط به گاه‌شماری یزدگردی در تاریخِ تاریخ در ایران نوشتۀ استاد رضا عبداللهی تحقیقی ارزشمند، معتبر و قابل استناد است. بخش مربوط به تقویم یزدگردی در مقالۀ تقویم (Calendar) در دانشنامۀ ایرانیکا نیز سودمند است. آثار سیمون کریستوفورتی در خصوص تقویم‌های ایرانی نیز قابل توجه است[1]. سپس دکتر جم تأکید کرد آثار تقویمی ذبیح بهروز به هیچ‌وجه قابل استفاده نیست.

- تقویم جلالی چه تفاوتی با تقویم شمسی مدرن دارد؟

تقویم جلالی یا تقویم سلطانی چند تفاوت اصلی با تقویم امروز دارد. تقویم جلالی از لحاظ شمار روزهای ماه دو تنظیم متفاوت دارد و در ادوار مختلف یکی از اینها مورد استفاده بوده است. در یک تنظیم، تقویم جلالی شامل 12 ماه سی روزه و یک پنجه است و کبیسه در سال‌های کبیسه به پنجه افزوده می‌شود. در تنظیم دیگر فروردین‌ماه، اردیبهشت‌ماه، تیرماه، مردادماه و شهریورماه 31 روزه، خرداد 32 روزه، مهرماه، آبان‌ماه، دی‌ماه و اسفندماه 30 روزه و آذرماه و دی‌ماه 29 روزه است و در سال‌های کبیسه اسفندماه 31 روزه می‌شود. در هر دو صورت تعداد روزهای ماه‌ها با تقویم مدرن برابر نیست. دیگر اینکه برای محاسبۀ کبیسه‌گیری، تقویم جلالی فرمول مشخصی داشته در صورتی که تقویم جدید فرمول رسمی ندارد و به روش‌های نجومی کبیسه در آن تعیین می‌شود.

- آیا جشن سده با جابه‌جایی تقویم جابه‌جا می‌شده؟

بله در گذشته جابه‌جا می‌شده اما آیین‌هایی که صورت فصلی داشتند مثل تیرگان یا آبریزگان دو مرتبه در سال برگزار می‌شده است. یک مرتبه در ماه گردان خود و یک مرتبه در فصل اصلی.

- پارسیان هند از کدام تقویم استفاده می‌کنند؟

پارسیان هند از تقویم قدیم ایران استفاده می‌کردند اما در قرن ششم هجری یک ماه کبیسه کردند و تقویمی ایجاد شد که در ادوار اخیر آن را تقویم شاهنشاهی می‌نامند. البته بعدها گروهی از پارسیان تصمیم گرفتند مثل بهدینان ایران از تقویم فرس قدیم پیروی کنند. اما در حال حاضر پارسیان بیشتر از همان تقویم شاهنشاهی استفاده می‌کنند.

- آیا در متون پهلوی اشاره‌ای به جشن سده شده است؟

در هیچ‌یک از متون باستانی ایران، اعم از متون اوستایی، فارسی باستان و پهلوی هیچ اشاره‌ای به جشن سده نشده است. در تاریخ ابن اثیر آمده است که مرداویج در سال 323 هجری قمری، زمانی که اصفهان را فتح کرد در آخرین سال حیات خود، جشن سده را برگزار کرد.

- سال اُشمُردیگ چیست؟

سال اُشمُردیگ همان سال عادی (سیّار) تقویم قدیم ایران است. اما تقویم قدیم ایران در دورة ساسانی سازوکاری داشت که برای محاسبۀ زمان جشن‌های فصلی همچون گاهنبارها از آن استفاده می‌کردند و آن، جابه‌جا کردن پنجه به اندازه یک ماه در هر صد و بیست سال و انتقال آن به آخر ماه بعدی بود. پنجه در این جابه‌جایی‌ها همواره به طور تقریبی حد ممیز میان زمستان و بهار بود. برای مثال در روزگار خسروان پنجه در آخر آبان‌ماه بود و پس از پنجه آذرماه شروع می‌شد، اما آذرماه سال عادی (اُشمُردیگ) را به تعبیری فروردین‌ماه سال مفروض دیگری که آن را وهیزگیگ (در معنای متحرک از ریشۀ وِهیِز در معنای حرکت) می‌نامیدند، به حساب می‌آوردند. به همان ترتیب دی‌ماه سال اُشمُردیگ با اردیبهشت‌ماه سال وهیزگیگ برابر بود و الی آخر. این برابری تا مدتی که پنجه آخر آبان‌ماه بود دوام داشت و اگر پنجه را به آخر آذرماه نقل مکان می‌کردند، آن وقت دی‌ماه تقویم اشمردیگ با فروردین‌ماه سال وهیزگیگ برابر می‌شد و الی آخر. اما علمای مسلمان تصور می‌کردند که ایرانیان قدیم با افزودن یک ماه در هر صد و بیست سال، مانع گردش ماه‌ها در فصل‌ها می‌شدند. اما در واقع چنین بوده که پنجه را در هر صد و بیست سال جابه‌جا می‌کردند و به آخر ماه بعدی می‌افزودند.

- آیا در زمان ساسانیان امکان محاسبۀ نجومی تقویم وجود نداشته؟

حتی در قرن سوم پیش از میلاد نیز این دانش نجومی در مصر وجود داشت. تقویم فرس قدیم اصل مصری دارد. بطلمیوس سوم در قرن سوم پیش از میلاد تصمیم گرفت سازوکار کبیسه را در تقویم اعمال کند اما با مخالفت کاهنان مصری روبه‌رو شد. دانش، به‌خصوص در دوران باستان، نمی‌توانست به راحتی سنت‌های ریشه‌دار را جرح و تعدیل کند.

- جشن‌های ثانوی و جشن‌های اصلی ماهیانه کدامند؟

طبق محاسبات تقی‌زاده، در قرن پنجم پیش از میلاد در زمان خشایارشا، تقویم قدیم ایرانیان بنا نهاده شد. دکتر جم در مقالۀ «آبریزگان و آذرجشن» توضیح داده است که جشن‌های چهارگانه‌ای که مقارن با پایان یک فصل یا آغاز فصلی جدید بودند حتی پیش از استفاده از این تقویم شناخته شده بودند. این جشن‌های قدیمی‌تر موجب شده که نامگذاری بعضی ماه‌ها، مرتبط با مراسم آیینی آغاز یا پایان فصل‌ها انتخاب شود. به عنوان مثال ارتباط تیر با تیشتر، باران و جشن آبریزگان در اول تابستان کاملا روشن است. همچنین ایرانیان پیش از استفاده از تقویم، در آخرین شب پاییز آتش روشن می‌کردند تا در طول زمستان از گزند سرما در امان باشند و به واسطۀ نقش کانونی آتش (آذر) در این جشن، آخرین ماه پاییز را آذر نامیدند. ماه مهر در اعتدال پاییزی با ایزد مهر در ارتباط است و در قرن پنجم پیش از میلاد، نوروز تقویم قدیم در اعتدال بهاری قرار داشته.

ایرانیان احتمالا بعدا متوجه شدند که جشن‌های فصلی از موعد اصلی خود جابجا شده‌اند. به همین دلیل این جشن‌ها دو مرتبه در سال برگزار می‌شد. یک مرتبه در زمان تقویمی و یک مرتبه در موعد فصلی. این چهار جشن (نوروز، تیرگان، مهرگان و آذرجشن) جشن‌های اصلی و اولیه هستند. اسپندارمذگان و احتمالاً بهمنجنه نیز منشأ فصلی داشتند.

بعدها جشن‌های ثانویه به تقلید از جشن‌های اولیه، در زمان تقارن نام روز و ماه برگزار شد. این جشن‌ها به اصالت و قدمت جشن‌های فصلی نیستند و لذا اطلاعات تاریخی کمتری از آنها به دست ما رسیده است.

- ریشه‌شناسی کلمۀ امرداد چیست؟

این کلمه اوستایی است. مِرِتات به معنی مرگ است و با پیشوند نفی تبدیل به اَمِرِتات شده است. اَمِرِتات اسم مؤنث است در معنی بی‌مرگی. این کلمه در فارسی میانه به امرداد و در برخی گویش‌های فارسی به مرداد تبدیل می‌شود. حذف حرف ابتدایی آن در زبان فارسی تحولی طبیعی است.

- پیدایش هفته در تقویم ایرانی از چه زمانی آغاز شد؟

هفته منشأ بین‌النهرینی دارد و محل انتشار آن هم از این منطقه است. پیروان دین مانوی که در بین‌النهرین پدید آمد و یهودی‌ها و مسیحی‌ها، پیش از اسلام هفته را می‌شناختند، اما بهدینان ایران از هفته در تقویم استفاده نمی‌کردند. پس از ورود اسلام هفته کاربرد عام یافت.

- با آمدن عرب‌ها تا چند سال پنجه جابه‌جا نشد؟

زمانی که عرب به ایران آمد، پنجه آخر آبان‌ماه بود. در قرن چهارم هجری در مناطقی از ایران پنجه را به آخر اسفندماه منتقل کردند، اما در مناطقی همچون جنوب دریای مازندران پنجه تا همین امروز نیز در آخر آبان‌ماه تقویم قدیم باقی مانده است.

با سپاس و درود نخستین نشست زنده اینستاگرامی قطب علمی فردوسی و شاهنامه در ساعت 22:40 به پایان رسید.

مرسده اسلامی سبزوار- پنجم مرداد ماه 1399



[1] . علاقه‌مندان می‌توانند مقالات ایشان را در صفحۀ آکادمیا به آدرس زیر بخوانند:

https://unive.academia.edu/SimoneCristoforetti